مرتضى مطهرى
70
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مناطق به دليل اينكه مواد ، صد درصد در اختيارشان نيست و صد درصد هم از اختيارشان خارج نيست و زندگى آنها محصول كار و ماده است ترقى مىكنند ، بلكه مقصود اين است كه اساساً منطقههاى مختلف انسانهاى مختلف مىآفريند . انسانهايى كه در مناطقى زندگى مىكنند كه در واقع آن مناطق منطقهء زندگى نيست ( مثل آدمهايى كه در تنور زندگى مىكنند ، در جايى زندگى مىكنند كه جاى زندگى نيست ) ساختمان بدنى آنها قهراً به گونهاى مىشود كه بتواند با آنجا سازگار درآيد و بنيههاى اين انسانها از اعتدال خارج است . آنهايى كه در مناطق خيلى گرم زندگى مىكنند و آنهايى كه در مناطق خيلى سرد هستند بنيه هايشان از اعتدال كامل خارج است ؛ مردم مناطق حد وسط از بنيههاى معتدل برخوردارند و بنابراين مردم اين مناطق هستند كه تمدن ساز و فرهنگ سازند به دليل اينكه ساختمان بدنىشان متفاوت است . اين يك نظريهء ديگر و غير از آن نظريه است . بعلاوه ، نظريه در باب آب و هوا و منطقه را دو جور مىشود تصوير كرد ( كما اينكه در باب نژاد هم همين حرف هست ) : يكى اينكه اختلاف مناطق سبب تحرك شده ولى اين حركت از مناطق مخصوصى شروع مىشود ، اما باز هم تمدن را در واقع هر دو منطقه به وجود آوردهگو اينكه از يك منطقه شروع شده است ، نظير حركت هوا كه ما اسمش را « باد » مىگذاريم . اگر همهء هواى جوّ به يك درجه سرد و يا گرم باشد هيچ وقت هوا تحرك پيدا نمىكند ، هميشه ساكن و راكد است و قهراً اگر عفونتى يا بوى خوشى در فضا پخش شود هيچ وقت از آنجا جدا نخواهد شد و هوا عوض نمىشود . ولى اگر اختلاف پيدا شود ، به علل خاصى جوّ در يك جا گرمتر و در جاى ديگر سردتر شود ، هواى گرم به دليل اينكه سبكتر است بالا مىرود و هواى سرد چون سنگينتر است پايين مىآيد ، تحركى ايجاد مىشود و از اينجا باد پيدا مىشود و باد همراه خود خير و بركتهايى مىآورد مثلًا تخمهايى را از جايى به جايى پخش مىكند ، ابرها را حركت مىدهد و كارهاى ديگر . ممكن است كسى بگويد اصلًا اختلاف مناطق جغرافيايى سبب تحرك تاريخ است - كه نظر ابن خلدون تقريباً چنين نظرى است - منطقههاى سرد افراد قوى به وجود مىآورد و منطقههاى گرم افراد ضعيف و سست و تنبل ، و هميشه حركت از ناحيهء مناطق شمالى پديد مىآيد ( چون اغلب ، زندگى در نيمكرهء شمالى است ) و بعد مىآيد تا حدود خط استوا . هميشه حركتها از مناطق شمالى و سرد كه افراد قوى به وجود مىآورد پيدا مىشود ولى به سوى مناطق استوايى و جنوبى ؛ يعنى در واقع اگر مناطق جنوبى نبود نيز تحركى نبود ، مثل همان هواى سرد و گرم و پديد آمدن باد . و به قول اينها ( البته نقض هم دارد ) حركتهاى بزرگ تاريخ هميشه هجومهايى بوده كه اقوام شمالى به سوى اقوام جنوبى بردهاند . در اثر آب و هوا تضاد به وجود مىآيد ، مردمى به دو گونهء مختلف پديد مىآيند ، از آن طرف مردم قوى و از اين طرف مردم ضعيف . چون تضاد به وجود مىآيد